تماشا

چشمانت کارناوال آتش بازیست
یک روز در هر سال

برای تماشایش می روم
و باقی روزهایم را
وقف خاموش کردن آتشی می کنم
که زیر پوستم شعله می کشد
رفاقت با تو
رفاقت با بادبادکی کاغذیست
رفاقت با باد دریا و سرگیجه
با تو هر گز حس نکرده ام
با چیزی ثابت مواجه ام

/ 4 نظر / 18 بازدید
هیچکس

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم

هیچکس

کجلیی مهران جان خیلی وقته اون ورها نمیای سبز باشید شعر زیبایی رو هم گذاشتی تو وبت

somy

گاهی آدم میشکنه.. زخمایی هست که تقصیر هیچ کس نیست ،ولی جاشون میمونه،تا خیلی!

ندا

سلام...همین جوری داشتم ورق میزدم دوستای قدیمی رو به اینجا که رسیدم...دلم نیومد بدون رد برم...شاد باشی[لبخند][گل]