حرارتی از آتش

چقدر خوب که عاطفه جون در مود آهنگ وبلاگ نظر دادین05.gif

چقدر بد که عاطفه جون نسبت ناجور بهم میبندین02.gifمن کجا وقت دارم فوتبال ببینم؟؟؟؟

این چند روز شیفت اول کارم تو کیفیت گستر بوده.بعدش تندی خودمو رسوندم رسانه پویا واسه یک فیلم ۹۰ دقیقه ای که قرار از شبکه یک پخش بشه. بعدشم هرجائی که بودم باید خودمو می رسوندم به ایران زمین که تدریس داشتم. امروز از ساعت ۷ تا ۹ شب با یک خانم تدریس خصوصی اتوکد هم داشتم.فکر میکردم اونقدر خسته ام که حتی خودمم نمی فهمم چی میگم اما آخر جلسه خانومه اینجوری بود 05.gif که خیلی خوب توجیه شدم. باور کنین وقتی گفت خودم از تعجب اینجوری بودم 13.gif حتی فکر کردم داره کنایه میزنه 45.gif.بعد که دیدم زیاد ذوق مرگه فهمیدم که بابا بیچاره داره راست میگه. ساعت ۵ تا ۷ هم تو کلاس آموزش ویژوال بیسیک دونفر همش حرف میزدند منم لج کردم تا تونستم جزوه دادم.آخر جلسه هم به اون دو نفر گفتم جلسه بعد صحبت کنین فرصت نفس کشیدنم بهتون نمیدم. یعنی نان استپ باید بنویسین 21.gifالانم خودم اندازه یک کوه خسته ام.37.gifاین یعنی که موزیک وبلاگ رو یک جوری تحمل کنین تا یک جائی وقت پیدا کنم بیام عوضش کنم.اگر فردا رفتم کیفیت گستر آرشیو موزیکام اونجا هست.البته تا سال ۸۲.سعی میکنم یک آهنگ ملایم آپلود کنم بذارمش تو وبلاگ.

اینها یعنی این که خدایم

 خسته ام خسته مرا بساز مرا بنواز

راستی!!!

گل در چه حرارتی از آتش می پژمرد؟

/ 46 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

نمازتو ديگه نخون قضا بايد بخونی

عاطفه

نه نميشه...خواستی بعد از نمازت بيا

عاطفه

يه در خواستی داشتم ازتون...شما که درخواستای همه رو اجابت ميکنين ويه جيزی تو وبتون به خاطرش ميذارين منم يه درخواست دارم..عينه اين عروسيا هست که آهنگ در خواتی دارنا ميخواستم اگه ممکنه يه مطلبی بذارين که قبلا هم تو آرشيوتون خونده بودم..يخ مطلبی بود که يه مردی قلبشو درمياره وآزاد ميشه واز اين حرفا... يادما کله آرشيوت که اون همه مطلب و خوندم فقط اين يکی رو دوسش داشتم با يکی ديه که نميگم... ولی اگه ميشه يا همونو بذارينش دوباره تو وبتون يا يکی مثه همونو..وقتی گذاشتين دليلم وميگم که چرادرخواست کرده بودم ولی بيشتر واسه اينکه دلم واسه پستای اونجوری تنگ شده...ممنون ميشم اگه اين کارو بکنين

عاطفه

وای چقدر اشتباه تایپیببخشيد عجله داشتم

فرزاد

آقا مهران گل در درجه سوز بی اعتنای وسردی ميسوزد

هرمز ممیزی

با سلام و به اميد روزی که موفق شوم به کمک دوست خوبی چون شما آهنگهای مورد علاقه ام را در وبلاگ بگذارم

سيما

سلام .... به روزم... خوشحال ميشم به دوستان بگيد

عاطفه

من آپ کرده بودم چطور نديدنيش؟ براتون پينگ هم که کرده ام ممنون... آره همونه.خيلی دوسش اشتم اون مطلب رو..الته اگه مشکلی نيست بذارينش. يه چی ديگه...شعری که گفتين قشنگ هست ولی چون مهم نبوده من اين مطلب و واسش گذاشتم دقيقا مثه اون دو تا مطلبی که شما در مورد سوسيس نوشتين..مگه واسه شما مهم بود که اونا روگذاشتين..واسه منم اون پستم حکم پست سوسیس شما رو داشت فقط يکم متفاوت تر بود همين خونه که اومدين بياين وبم يه بار رفرش کنين ومطلب جديدم وبخون... همون حس درونيمه که گفتی بنويسمش.... خیلی وقته نوشتمش اما صبر کردم ۲۴ بشه بعد بذارمش...آه امروز واسه من یه روزخیلی حخاصیه واسه همین آپ این دفه ام یکم طول کشید ر چند همیشه این جوری میشد ولی این بار خودم عمدا طولش دادم

عاطفه

وای باز من تند تند نوشتم کلی غلط داره...خوب دفه ی دیگه آروم آروم مینویسم تا اینجوری نشه در ضمن در مورد اون پستی که گفتم بذارین اگه واستون مشگلی داره یا وقتشو ندارین یا هر چیز دیگه اصلا اشگالی نداره ..فوقش باز میرم تو آرشیو میخونمش... خواستم بگم یه موقع به خاطر من تو دردسر نیفتین