محکمتر يا محتاطتر؟

آدم بعضي وقتها چه احساسهاي عجيب غريبي كه نميكنه ، همه اون چيزهايي كه در حالت عادي كلي ازشون لذت ميبرده ، وقتي ناراحته يهويي از دم بي ارزش و بي مزه و مسخره ميشن ! گاهي هيچكاريشم نميشه كرد و تنها درمانش گذشت زمانه ، خيلي بده آخه آدم ميتونه اكثر چيزهارو حداقل يكمي تغيير بده و بالاخره يكاريشون بكنه بجز زمان كه وقتي كه ميخواي تند بگذره و ناراحتيهاتو با خودش ببره ،يهويي مثل لاكپشت ميشه... كاش ميشد آدم ميتونست اون چند روزي رو كه بعد از هر ناراحتي بزرگ كاملا فلج ميشه و هيچ كاري بجز صبر كردن ازش بر نمياد رو يجوري بيهوشي چيزي ميشد تا كمتر اذيت بشه...
 شكست خوبه آخه آدم ازش درس ميگيره ولي بديش اينه كه ؟- ؟
روزي دلش بدجوري درد ميگيره !

آدم از شكست چي بايد ياد بگيره ؟
كه محتاطتر باشه ؟
يا دفعه ديگه محكمتر باشه ؟
اگر بخواي يه چيزي رو برداري و يكي محكم بزنه رو دستت
دفعه بعد محتاطتر قاپ ميزني
يا تندتر ؟

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدف

فکر کنم من به راههای ديگه فکر ميکنم مثلا اينکه يک چيزی مثل قلاب پيدا کنم و با اون برش دارم يا اصلا کاری کنم که دو دستی تقديمم کنندش! يا خودش راه بيافته بياد پيشم يا يکی رو استخدام می کنم برام برش داره! بستگی داره اون چيزی چی باشه! راجع به دقايقی که آدم حالش بده باهات موافقم اما تجربه بهم ثابت کرده عکس العملی که در اون لحظات دارم تاثير بسيار زيادی روی لحظات بعدم گذاشته! مبارزه با کرختی و تنفری که مثل علف هرز يک دفعه ريشه می کنه و سبز ميشه خيلی مهمه! باغبونی کردی؟! اگه يک تيکه اش يک جا بمونه دوباره پاميگيره و همون اش و همون کاسه است! سلام عاشقانه ی يک صدف رو به مرواريد خانم تقديم کنيد و بگيد آرزو دارم سال بسيار موفق و شادی داشته باشند راستی چرا محتاطتر رو تو تيتر با ط نوشتی؟! دليل فلسفييی داره؟! برای آرشيو خودتون رو اذيت نکنيد وقتی از نوشته ای خوشم مياد دلم ميخواد باقيه نوشته های اون نويسنده رو هم بخونم! اگه حتی اندازه ی يک قطرها از دريا دوست نداريد کسی بخوندشون اصراری ندارم! در ضمن امیدوارم دیگه تا پایان سال به دلتنگیه روز اول عید نباشی! تا بعد!

هليا

سلام من اگر بخوام چيزی را بردارم و يکی يه بار محکم بزنه رو دستم اول سعی می‌کنم بی‌خيال بشم و اگر نتونستم بی‌خیال بشم سعی می‌کنم سريع‌تر قاپ زدن تمرين کنم.

سهيل جان - هنر گرافيک و موسيقی و سينما

سلام دوست خوبم ! سال نوتون مبارك و اميدوارم در سالي جديد روزهايي پر از شادي و سلامتي و پيروزي داشته باشين عزيز ! من سهيل از تهران هستم - وب شما رو دیدم و گفتم بيام عرض ادبي كرده باشم ... وبلاگ شما رو كامل خوندم و مخصوصا از قسمت هاي هنري و موزيك وبلاگ كلي خوشم اومد و استفاده كردم ... لحظاتي كه اينجا بودم برام لحظه هاي شيريني بود... خوشحالم كه باهاتون آشنا شدم ... ! يه لطفي كنين و هم اين آدرس وبلاگم رو هم اون شهر سياه رو بزارين توو وبلاگتون و من رو براي تمام ادد ليستتون ارسال كنين تا بتونيم بيشتر با هم همكاري كنيم ...! خیلی خوشحال مي شم! بهم سر بزنیم و در تماس باشیم - از رو سایت به راحتی می تونید نحوه ارتباط با من رو پیدا کنید! موفق باشي و پیروز!

مونا

راست ميگی من که دائم دچار حالات عجيب هستم. اما گفتی در حال ترک منظورم اين بود که در( حال ترک کردن محل )بودم که اون سر رسيد.من دستو پامو گم کرده بودم.خواستم برم اما گفتم زشته.برم تبريک عيد رو بگم.رفتم جلو بعد سلام اين ها منو به کافی شاپ دعوت کرد من هم که داشتم پس ميفتادم.

تينا

سلام خوبين با يقين می گم محتاط تر و محکم تر اما مطمئن نيستم بايد قاپيد بستگی داره!!!! من آپ کردم داداشی شاد باشی

Farid

یه جور بازی راه انداختن که آدم توش میتونه 5 تا آرزو واسه سال 86 بکنه. من دعوتت کردم . اگه قبول کنی خوشحال میشم.اگه هم قبول نکن به جهنم!

Farid

به نظرم از شکست نميشه چيزی ياد گرفت. راستی شما هم چرا اول تاييد؟!

زيتا

سلام.آره بايد تند تر عمل کنه.اگر هم شکست خورد×مهم نيست.دوباره امتحان ميکنه.نکته در اونجاست که از شکست وحشت نداشته باشه.

نيلوفر

من اگه يه چيزی بخوام بردارم کسی بزنه رو دستم بيخيال اون ميشم اين سوالات تو ذهن منم هست و هيچوقت به جوابش نرسيدم و نميخوام برسم نظرت هم محترمه برام ولی نميخوام حتی بهش فکر کنم موفق باشی مهران عزيز

مهسا-مثل ماه

سلام. من همون دوست فرزانه هستم. وبلاگتون رو هم از فرزانه گرفتم. خوب می نويسيد بهتون تبريک می گم. منم اميدوارم شما هميشه خوب باشيد.در ضمن من وبلاگ ندارم و وبلاگ من همیشه یه دفتر شخصی بوده برای فقط خودم. شاید بعد از کنکور یه فکری در این باره کردم. برای من و فرزانه خیلا دعا کنین. لطفا. مهسا