امروز ادعاي پيغمبري کردم!

بچه که بودم هر وقت خواب ميديدم که دارم توي يه جاي کثيف جيش ميکنم صبح که از خواب پا ميشدم تختم خيس بود!
ديروز بعد از اينکه توي يه دسشوئی کثيف جيش کردم اومدم خونه و ديدم تختم خيسه!
امروز ادعاي پيغمبري کردم!

از من می پرسه قورمه سبزي دوست داري؟
بهش ميگم اينقدر که يه بار يچه که بودم از بالاي ميز ناهار خوريمون با مخ شيرجه زدم تو ديگي که مامانه گذاشته رو زمين که خنک شه...آخه من عاشق هرچي بشم دوست دارم با مخ شيرجه بزنم وسطش...بعد از اينکه مامانه تميزم کرد بلا فاصله رفتم بالاي همون ميز و دوباره پريدم تو ديگ...اما ايندفه با ته...آخه من اگر خيلي عاشق بشم فرق بين سرم رو با تهم رو  نميدونم!.بعد پرسید من نفهمیدم بالاخره دوست داری یانه.

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهران

لادن جون نبايد موضوعی باشه که. اين روزا خيلش خوشم.جوری که صفحه های تقويم زندگيم داره برعکس ورق ميخوره.دارم باز می رم سمت جووونی.واسه همين دوتا خاطره از بچگيهام گفتم اون طفلکی هم که ازم پرسيد قورمه سبزی دوست داری خانوم داداش کوچيکم بود چون مرتضی قورمه سبزی دوست داره خواست ببينه من دوست دارم که من جواب واضح ندادم بهش

درسا

جالب بود .... تبادل لينک کنيم؟؟

پاييزان

خيلی با حال بود عزيز اون پست قبليم آخرش حرف برا گفتن داشت برا همين همه از ازدواج گفتن

جيران

و خدا یک نفر را آفرید، به نام تو و توآمدی به دنیایی که همچون تو نداشت و هرگز هم نخواهد داشت... سلام و خسته نباشید من آپم خوش حال میشم بیای

مهتاب

حالا قرمه سبزی دوست داری ؟

فاطمه و امير علی

سلام جالب بود. آخرش چی شد؟ /در مورد اون وبلاگ هم مسئله ای نيست هر طور مايليد.از اينکه هميشه به ياد ما هستيد خوشحاليم.

مهتاب

من ولی قورمه سبزی دوست دارم اونيم که ميگی موجود نيست ، ماييم و پا دردمان و هزار دردسر ...

پاييزان

مرسی عزيزجان من خوبم تا هميشه خوبم

محمدرضا پارسا

دیرهنگامی ست ثانیه ها رهایم کرده اند زمین سنگی مرا می خواند شاید رها کنم دنیای دون انسان ها ی سنگی را رهایی احساس شیرینی ست مرا یاد کن... خوشحال ميشم پذيراي نظر هاي گرمت باشم http://eltemaseakhar.blogfa.com/