گاهي ... همش گاهي ...

گاهي فكر مي كنم ...
يادم مي ره نوشتنو ...
براي آدما نوشتنو ...
انگار توي خلوت خودم ، يه جوري گول مي زنم خودم و براي چي مي نويسم ؟ ها ؟
پشت اين كاغذاي كاهي ، همش عكسه انگار ...
همش عكس دوست داشتنه ...خواستنه ...
 نمي دونم ، روي كاغذ و كتابام كه درد و دلام نمياد ...
اينجا رو گاهي فكر مي كنم كه اشتباهه ...
كه تموم عمرم چي چي رو اينهمه واسه آدما بلغور كردم توي اون همه شعر و سه نقطه ...
نمي فهمم تازه دارم مي دمشون به باد
يا ، دعا مي كنم كه از اون دورا ،از همون پيج آخري بيان پيشم ...
نگيد مزخرفه حرفام ...
حرف راست همينه ...
حرف راست همونه كه پر از گناهه ، پر از گلايست ...
نمي دونم نوشتم واسه چيه ؟ واسه اينكه كه آدما بخوانم ؟ واسه دوست داشتنه ؟خواستنه ؟
 هوس بازي ساده  من و هزار تا عروسك آويزونمه كه مي خوان بزنن بيرون ؟
از تو ذهنم ؟ از تو انگشتام ؟
از لابلاي هزار تا واژه سبز و بنفش ؟ كاش مي دونستم ...

/ 78 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

تنبل خان ديگه دير به دير اونم به زور آپ ميکنيااااااااااااا خوب وقتی ميای آن ميشی همون موقع که هی ميخوای کامنت بذاری ۲ مينم آپ کن ديگه فال هفته هم نذاشتی گلم

عاطفه

پسوردتو بده به آپم برات

عاطفه

مهران اين چرت وپرتا چی بود نوشته بودی؟ تو که همه چيز وميدونی! تو که از دل من خبرداری. يعنی چی آپ نميکنييييييييييی؟

عاطفه

برو کامنتای منم بخون بعد قضاوت کنننن

رها دلدار

مرا ببخشيد صريح نظرم را می گويم. در يک جمله: چرا اين همه افت؟