آب از سر یه شاپرک گذشته بود...

... انگار که از اون ته ته ها

از پشت گلکار نورا

یه کسی صداش میزد

آه می کشید

دست عرق کرده و سردشو

 یواش

به پاش میزد

انگار می گفت

 یک

دو

سه ...

نپریدی...؟؟

هــه هــه هـه هه...

melpomene2.jpg

/ 6 نظر / 16 بازدید
فرزاد

مهران جان فکر ميکنم شاپرک با عکس رابطه ای داره. نه؟

آنا

آنا به روزه اگه هنوز اجازه ات دست خودته يه سری بهش بزن

مژگان بانو

سلام بر صاحب وبلاگ دست دوم. احوال شما؟ ممنون که یاد همسایه کردید و شرمنده که کتاب را خریدید! به همسایه های قدیم و دوستان باید کتاب را پیشکش کرد اینست که باز هم شرمنده. زیبا بود وجه تسمیه نام این شعر و خود شعر... انتخاب هوشمندانه نام هنریست که همه ندارند یاد استاد شفیعی افتادم که کتابی دارد با نام : من مرگ را او خطاب می کنم! و در تمام کتاب با او صحبت می کند! کتاب زیبایی ست اگر پیدایش کنید. هزاره ی ققنوس چاپ کرده. زنده باشی آقا و شاپرکهایتان همیشه در پرواز.

نيلوفر

اگه حمايت نباشه در واقع اگه دل عاشق به معشوق خوش نباشه هيچ اتفاقی نمی افته! حتی شاپرک هم نمی تونه بپره!