سوسيس ۱

صبحانه سوسیس درست کردم
کار ساده ایه , البته نه ساده تر از نخوردن صبحانه
روغن میریزم توی ماهیتابه و بعد سوسیسایی رو که از وسط نصف کردم و پشتشو با چاقو خط انداختم میندازم توی روغن
جیلیزویلیز صدا میده
به نظرم صدای دوست داشتنی ای میاد
در ماهیتابه رو میذارم و سفره رو میچینم
یه سفره سفید با چند تیکه نون برشته , یک بشقاب چینی سفید گلدار با لبه های مشجر
یه قاشق دسته بلند استیل که خوب شسته شده , و یک چنگال که با اینکه می دونم ازش استفاده نمی کنم حضورشو لازم میدونم
مثل حضور خیلی چیزای دیگه که لازم به نظر میاد
نمکدون کریستال و مهمتر ازون فلفلپاش دوست داشتنی , که به نظرم از نمک هم مهمتره
در ماهیتابه رو بر میدارم و سوسیسا رو پشت رو می کنم
برای درست کردن سوسیس باید وقت زیادی گذاشت , اونقدر که سوسیس ها خوب پخته بشه
سوسیس خوب پخته شد باد میکنه و بزرگ میشه , هر کدومش اندازه یک سیب زمینی کوچیک
کامپیوتر رو روشن می کنم
یک موزیک ملایم فرانسوی , همه چیز آماده است
سوسیسا رو دونه دونه با قاشق میذارم توی ظرف چینی , آب دهنمو قورت میدم
دیشب شام چیزی نخوردم و الان می تونم خوب از خودم پذیرایی کنم
ساعت از یازده گذشته
بعد از از خوردن چند لقمه این جمله معروف توی ذهنم تکرار میشه :
- سوسیس درست کردن خیلی لذت بخشه , ولی خوردنش در کل کار احمقانیه !
یک چایی پررنگ و داغ هورت می کشم و سفره رو با همه محتویاتش جمع می کنم.

شنبه بعد از ظهر
خیلی وقته دلم می خواد یک سگ بخرم
یک سگ تمیز , با موهای بلند سفید و چشمای نگران
به هر حال خونه ای که یک سگ توشه بهتر از خونه ای که یک سگ و هیچ چیز دیگه ای توش نیست
میرم توی یک مغزه شیک , یک سگ نظرمو جلب میکنه
زبون سرخ کوچیکش از دهنش افتاده بیرون و پاهاشم کوتاست
می دونم که سگ نجسه , ولی گاهی وقتا چیزای نجس رو هم میشه دوست داشت
- این چنده آقا ؟
فروشنده بلبل زبونی میکنه , انگار یادش رفته که فروشنده سگه نه پرنده
- اووه , چه انتخاب خوبی کردین آقای محترم , این سگ از نژاد اصل اسپانیولیه , اسمش پانیه , باهوشه و تنها کاری که بلد نیست انجام بده حرف زدنه ,
و ضمنا...
- چنده ؟
- آه , فهمیدم , قیمتش یک تومنه
- هزارتومن ؟
فروشنده اخماشو توی هم میکنه و بعد می خنده ,
یک ترکیب مسخره , با اون لپای آویزون و ابروهای پهن
- یک میلیون تومن
اولین چیزی که به ذهنم خطور میکنه اینه که دیگه از واژه سگ به عنوان فحش استفاده نکنم
گرچه هیچوقتم استفاده نکرده بودم

شنبه شب
سگ انگار با محیط خونه هنوز خو نگرفته
منم باهاش صمیمی نشدم
صداش می کنم
- هی سگ
نیگام می کنه و زبونش رو در میاره
انگار بهش توهین کردم
پاشو بلند میکنه و همون وسط اتاق میشاشه
روی صندلی خشکم میزنه
تا آخر کارش هیچ عکس العملی از خودم نمیتونم نشون بدم
انگار یک هفته معده شو پر نگه داشته بود تا این لحظه از راه برسه
احساس میکنم باید بالا بیارم
و میارم

شنبه نیمه شب
سگ روی مبل راحتی دراز کشیده و سرشو گذاشته روی دستاش
انگار هیچ اتفاق مهمی توی زندگیش اتفاق نیفتاده
دماغمو میگیرم
- ای نامرد
لبه های قالیچه رو می گیرم و همه شو با محتویات درونش جمع می کنم
- کثافت نجس
درک می کنم که چرا میگن سگ نجسه و توی ذهنم کنار صفت نجس واژه بی ادب و زبون نفهم رو هم اضافه می کنم
- بیا برو بیرون
سگ طوری نگاهم میکنه که انگار من دیوارم
از تصور اینکه کسی اون سگ رو توی بغلش بگیره و نوازشش کنه چندشم میشه
سوسیسای مونده از صبح رو پشت در میذارم و با بشکن توجه سگ رو به اونا جلب می کنم
سگ دم جنبان از روی مبل می پره و به سمت سوسیسا میاد
تا پاشو از در بیرون میذاره در رو با شدت می بندم و با دماغ بسته نفس عمیق می کشم
به این نتیجه می رسم که:

 نمی تونم با کسی زندگی کنم و به کسی محبت کنم که به همه زندگیم میشاشه !حتی اگه یک آدم باشه.همونجوری که تو  داشتی می ...

/ 52 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی ارديبهشت

من اين حرفارو توی وبلاگ نمی نويسم که کسی بياد بگه دلم برات سوخت. اگه می خواستم دل کسی برام بسوزه ،به اطرافيهام می گفتم. در ضمن من کی دعواتون کردم؟

سارا

من عاشق سوسيس هستم. البته با تخم مرغ. من دوباره اپ کردم. داغه ددغه مثل همون سوسيس. بيا باشه.با خودت هم کولر بيار يه وقت نسوزی

تينا

سلام چطوری؟ قصه ی سوسيس و ربطش خيلی زيبا بود .................................................... فلش رو نديدم .................................................... مردی که دلش درد می کند همه يجورايی همين طوری هستيم يه درد مشترک .................................................. تشنه تر بايد بشی زيباست ...................................... آسمان مال من است هر کجا باشم ............................................ ببخش دير شد يه مدتی نبودم شايد بروز کردم شايد مرسی که حالم را می پرسی شاد باشی شاد شاد

َعاطفه

سلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام خوبی؟ من اووووووووووووووووووووومدم

َعاطفه

مهران امتحانم خيليييييييييييييييييييی سخت بود ولی عالی دادم

َعاطفه

ديروز نيومدم نت که بشينم عينه بچه آدم بخونم...وخوندم

َعاطفه

نميدونی چقدر خوشحالم... خيلی واسش زحمت کشيده بودم دو روزه نخوابيدم امروز ميخوام بخوابم ..... عصر يا شب ميام

َعاطفه

راستی يه سوال ميشه بهم بگی چه جور بايد آهنگ بذارم برای وبم .... بلد نيستم

بانوی ارديبهشت

باشه درست...ولی من کلا از اين کلمه (دلسوزی)بدم مياد. ديگه نگو... کدوم پستتوتن بود که کامنتينگش تائيدی بود؟ من ايميل فرستادن برام سخته.