وبلاگ دست دوم

تولد

این شعر به بهانه رسیدن من و اردیبهشت ِ و یا اردیبهشت و من.

با این که سی سال از اون روز می گذره اما هنوز نفهمیدم که من با اردیبهشت شروع می شم یا اردیبهشت با من.کسی هم نمیتونه کمکی بهم بکنه

در ضمن اونی که فکر کرد کسی که داره پا می ذاره تو دهه چهارم زندگیش باید ۴۰ سالش باشه از زندگی هیچی نمیفهمه.منم به ریشش میخندم.


سهم من از این همه اردیبهشت
طعم گس تشنگی ظهرانه ای...
که به نیم خوابی می آشوبی ام


می رویی - می میرم

قدم می زنی - می شکنم


تقلای غریبی است


آویزان
به بالهای ویران
خود را هزار بار
از گنجشکهای نیمه سیر می پرسم


از دور که صدای حرفهایت را می چشم
دفترم در باد می میرد

من در باد میمیرم
تو در باد می آئی
شانه هایم را در باد فرو می ریزان


نگفتی چه میکنی
با اردیبهشتی که می آید می گذرد
آخرین فرصت گفتن و نگفتن
من به فراسو وفادارم.

تولدم مبارک.

این هم ترانه زندگانی

   + مهران ; ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٦
comment نظرات ()