وبلاگ دست دوم

محکمتر يا محتاطتر؟

آدم بعضي وقتها چه احساسهاي عجيب غريبي كه نميكنه ، همه اون چيزهايي كه در حالت عادي كلي ازشون لذت ميبرده ، وقتي ناراحته يهويي از دم بي ارزش و بي مزه و مسخره ميشن ! گاهي هيچكاريشم نميشه كرد و تنها درمانش گذشت زمانه ، خيلي بده آخه آدم ميتونه اكثر چيزهارو حداقل يكمي تغيير بده و بالاخره يكاريشون بكنه بجز زمان كه وقتي كه ميخواي تند بگذره و ناراحتيهاتو با خودش ببره ،يهويي مثل لاكپشت ميشه... كاش ميشد آدم ميتونست اون چند روزي رو كه بعد از هر ناراحتي بزرگ كاملا فلج ميشه و هيچ كاري بجز صبر كردن ازش بر نمياد رو يجوري بيهوشي چيزي ميشد تا كمتر اذيت بشه...
 شكست خوبه آخه آدم ازش درس ميگيره ولي بديش اينه كه ؟- ؟
روزي دلش بدجوري درد ميگيره !

آدم از شكست چي بايد ياد بگيره ؟
كه محتاطتر باشه ؟
يا دفعه ديگه محكمتر باشه ؟
اگر بخواي يه چيزي رو برداري و يكي محكم بزنه رو دستت
دفعه بعد محتاطتر قاپ ميزني
يا تندتر ؟

   + مهران ; ۱:۱٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٦
comment نظرات ()