وبلاگ دست دوم

خود نويس خودکار

پیش نوشت:

جوهر تازه برای خودنويس قديمی

. . .

خودنويسی را می شناسم که بزرگترين تفريحش در زندگی اين است که هر چه می نويسد را خودش بخواند. خودنويس، خودخوان شده است. فکر می کند خوشخط و خوانا می نويسد، و ساعتها به تماشای حرفهای خودش می نشيند. گاهی هم وقتی صفحه ای را سياه می کند گوشهء آن مي ايستد و چشمان رهگذران را نگاه می کند که چطور وقتی به صفحهء او می رسند يک لحظه روی حرفهايی که او نوشته است مکث می کنند و زير لب چيزی می گويند و می گذرند.

خودنويس خودپرست شده است، و هر روز با جوهر توجهی که از غريبه های رهگذر جلب می کند خودش را سيراب می کند و باز صفحات سفيد زندگی اش را سياه می کند.

 خودنويس اطرافيانِ زيادی دارد، ولی چون خودخواه شده است دوستی ندارد. خودنويس می تواند زندگی خوبی داشته باشد، ولی چون خودبين شده است خوشبختی را نمی بيند. به علاوه، خودنويس می داند که خوشبختی را خوب نمی خرند، ولی شرح بدبختیها را روی دست می برند؛ خودنويس خودآزار شده است. خودنويس فکر می کند ارزش زيادی برای خودش قائل است، ولی در آمدِخودفروشی از هر کاری بيشتر است.

خودنويس، خودفروشِ قهاری شده است؛ خودش را در نهايتِ غرور می فروشد. خودنويس زيرِ دستان دانشمندانِ زيادی بزرگ شده است، و می داند که هيچ دستِ دانايی او را در راهی که می رود همراهی نمی کند؛ خودنويس خودآموز شده است، برای او فقط يک سرمشق وجود دارد : خودش. خودنويس فکر می کند خود همه چيز است و همهء اينها را خودش می داند. خودنويس فقط يک چيز را نمی داند؛ او نمی داند که بدون دست او هيچ چيزی ندارد.

خودنويس خودکار نيست؛ و او اين را نمی داند.

پ. ن :

۱- وسوسه بستن نه از کسادی تجارت که از کسلی تاجراست!

۲- این مغازه بعلت تغییر دکوراسیون روحی و وجود نيرو و انرژی بسيار نويسنده.تا اطلاع ثانوی تعطیل است....

۳- با توجه به بند دوم پی نوشت امکان دارد اين مغازه جنس ناجور عرضه کند.

   + مهران ; ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٥
comment نظرات ()