وبلاگ دست دوم

گاهي ... همش گاهي ...

گاهي فكر مي كنم ...
يادم مي ره نوشتنو ...
براي آدما نوشتنو ...
انگار توي خلوت خودم ، يه جوري گول مي زنم خودم و براي چي مي نويسم ؟ ها ؟
پشت اين كاغذاي كاهي ، همش عكسه انگار ...
همش عكس دوست داشتنه ...خواستنه ...
 نمي دونم ، روي كاغذ و كتابام كه درد و دلام نمياد ...
اينجا رو گاهي فكر مي كنم كه اشتباهه ...
كه تموم عمرم چي چي رو اينهمه واسه آدما بلغور كردم توي اون همه شعر و سه نقطه ...
نمي فهمم تازه دارم مي دمشون به باد
يا ، دعا مي كنم كه از اون دورا ،از همون پيج آخري بيان پيشم ...
نگيد مزخرفه حرفام ...
حرف راست همينه ...
حرف راست همونه كه پر از گناهه ، پر از گلايست ...
نمي دونم نوشتم واسه چيه ؟ واسه اينكه كه آدما بخوانم ؟ واسه دوست داشتنه ؟خواستنه ؟
 هوس بازي ساده  من و هزار تا عروسك آويزونمه كه مي خوان بزنن بيرون ؟
از تو ذهنم ؟ از تو انگشتام ؟
از لابلاي هزار تا واژه سبز و بنفش ؟ كاش مي دونستم ...

   + مهران ; ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()